خرید بک لینک
دلم میلرزه مامانجونم میگفت : آنچه خدا خواست همان شد آنچه دلم خواست نه ان شد 23 اردیبهشت امسال 25 ساله شدم وجزخانوادم کسی بهم تبریک نگفت!!!!!پری کوچولو من یک روزی اززندگی ناامید شدم اما حالا دراوج شادی و امید دارم زندگی می کنمنه اونی که عاشقم بود شدهمسرمنه اونی که میخاستم...اما یک گلی اومده تو زندگیم که بهترازاون طلبمیادمه یه جایی خوندم آرزوهاتون را توی یک سبد آرزو بنویسید و رها کنید برید به زندگیتون ادامه بدیدخدا به وقتش بهترینش را بهتون میدهمن هم کاش فقط می نوشتم ازدواج و تو بقیه جزئیاتش دخالت نمیکردم برای انتخاب عجله نمیکردم شخصش را خودم تعیین

برچسب: نویسنده: یوسف یزدانی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 21:40

اومده بودم یه مطالبی بنویسم که دیدم تو پست قبلی نوشتمزیادتوگذشته موندن و غم گذشته خوردن اشتباه نیست اما کاش آدمیزاداین همه اشتباه نمیکردمن ازخودم تعجب میکنم منی که ادعای ایمان داشتمحالا میفهمم اونی که اشکمو دراورد بهترین دوستم بود وداشت بهم حالی میکرد چیکارمیکنم امامن حالیم نبود...22شهریوراولین روزآخرین پریدیم بودو28 ام پاک شدم وحامله شدم دیروزچهل روزم شدبه امیداینکه خدابهم حوصله بده نه ماه را تحمل کنم که 40روزش رفت وخدایک بچه ی خشگل وصالح و سالم اگه شد پسربده چون من برادرحسابی نداشتمممنون

برچسب: نویسنده: یوسف یزدانی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 21:40

چقدردیراومدم!بهاروبهنام دوفرزندعزیزمن هستن

حسین همسرمهربونم

نزدیک عید95 هستیم

خدایاکاری کن کاری نکنم که اشتباهه راهی نرم که اشتباهه تصمیمی نگیرم که

الان ماشین صفردارم وخونه ندارم تو فکرخریدخونم اما باید ماشین بره

برچسب: نویسنده: یوسف یزدانی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 21:40

امروزاومدم بگم یک خونه قولنامه کردیم جانبازان به قیمت هشتادمیلیون تومان اما نمیدونم چی میشه کارهام رو هوامونده وام فرشته وام خونه به قول فروشنده با 6تومان رفتیم خونه بخریم

خدایاخودت درست ن من و همسرم همیشه فقط خودت راداشتیم وامروزم تموم امیدمون به خودته

برچسب: نویسنده: یوسف یزدانی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 21:40

سال 94 هم تموم شد سال جدیداومده ویک ماهش هم تموم شد خدایاکمک کن سال خوب و پربرکتی برامون باشه همراه باسلامتی و سربلندی خودت اسباب خوشی وشادیمون رافراهم کن نذارغم و غصه تودلمون بشینه کمک کن همیشه یادمون باشه که توهستی

سال خوبی براهممون باشه

برچسب: نویسنده: یوسف یزدانی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 21:40

سلام امروزمیخام خداراشکرکنم که تاحالا زنده بودم و فرصتی برای زندگی کردن داشتم همینکه هستیم و نفس میکشیم و سلامتیم شکر

امسال سال سختی واسه ی ماشد

هنوزنرفتم خونه ی جدیدم

خسروفوت کرد

لاله مریضه

مادرم دل خوشی نداره

اما من امید به بهبودی وضع زندگیم دارم ایشالا همه چیزدرست میشه

برچسب: نویسنده: یوسف یزدانی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 21:40

صفحه بندی